محمد خوانسارى
289
فرهنگ اصطلاحات منطقى به انضمام واژه نامه فرانسه و انگليسى ( فارسى )
ه هل ( - مطلب هل ، ص 248 ) . هو ذو هو ( - حمل اشتقاق ) . هو هو ( - حمل هو هو ) . هويّت ماهيت متشخّص متعيّن جزئى كه در خارج موجود است ، حقيقت جزئى ، مانند هويت احمد و هويت اين اسب . چون مجموعهء تشخّصات و تعيّنات هر موجودى اختصاصى او است ، هويّت هر موجود هم اختصاصى او است و بنابراين هيچ فردى با فرد ديگر هم هويت نيست . « هرچه در خارج موجود باشد به ضرورت او را هويّتى باشد كه هيچ چيز در آن هويّت با او مشارك نباشد » ( درّة ص 41 ) . هيأت 1 - طرز قرار گرفتن اجزاء . شكلى كه از نسبت اجزاء به يكديگر حاصل مىشود ، شكل ظاهرى ، ساختمان . « و از افعال او ملايم نرين چيزى در اين باب ايجاد صوت است كه بلندى و پستى آن حاضر را و غايبى را كه در حكم حاضر بود ، بحسب ابعاد مختلف اعلام توان كرد . و به اختلافات كيفيات و مقاطع آنكه تابع اختلاف هيأت مخرج صوت بود ، مقتضى حدوث حروف [ در اصل حدوث و حروف ] باشد » ( اساس ، ص 61 ) . « و هيأت